سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا








...اکسیژن مسموم

 گاهی با خودم فکر میکنم ...


وقتی که یک روز همه ی دار و ندار زمین را 


به حال خودش رها کنم و بروم ...


یک روز که دیگر نفس نفس نمی زنم ...


روزی که دیگر نبض روزها برایم اهمیتی ندارد ...!


چند جای پا از من ... روی ماسه های زندگی مانده است؟


چه چیز مانده ... که وقتی کسی می آید ...


دلش برای من تنگ بشود...


دلش برای من ...


------------------------

پ. ن : زندگی بدون من چه چیزی کم خواهد داشت!؟


نوشته شده در یکشنبه 96/10/3ساعت 2:42 عصر به خط افروزبانو ردپای شما ( ) | |

قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت