شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار
سلام . به parsi book خوش اومديد. در اين انجمن سعي ميشه که کتاب هاي مطالعه شده توسط اعضاي پارسي بلاگ به نمايش گذاشته بشه . از دوستاني که قصد معرفي کتاب هاي مورد علاقه ي خودشون رو دارن تقاضا ميشه که : ترجيحا" : عنوان کتاب ... نويسنده يا مترجم... چندمين چاپ ...خلاصه اي از کتاب و در صورت امکان قيمت به روز کتاب رو درج کنن. اين اتاق در انواع کتاب ها از جمله مذهبي فلسفي. ادبي . ورزشي . هنري . رمان و ... فعال است. خدا پناه لحظه هاتون.

پيام‌هاي اتاق

تسبیح دیجیتال

*diafeh*

+ پسر خاله وودرو / نشر افق / روت وايت ... /// قبلنم تو فيدا گفتم ولي چون خيلي دوسش داشتم دلم نيومد اينجا نگم ... رمان نوجوانه خيلي هم طولاني نيست : )
ممنون خيلي استفاده کردم خيلي ها رمان نوجوتن ميخوان
*diafeh*
خاش

*diafeh*

+ ماه بر فراز مانيفست ... کلر وندرپول ... نشر افق .. ترجمه کيوان عبيدي آشتياني ... رمان نوجوان ...
*diafeh*
.
*diafeh*
پايانش فوق العاده س : )
+ http://saracheh.parsiblog.com/Posts/5/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87+%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8+%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%85/
*diafeh*
93/11/25
خوشحال مي شم نظراتتون رو بدون م : )
عالي بود...من کمتر از کتابهايي که خوندم يادداشت ورداشتم...سعي ميکنم ازاين بعد انجامش بدم: )
بعدی همه 10 نظر قبلی
سلام با تشکر ممنون از معرفيتان
عليک سلام خانم يلدا اميدوترم مفيد واقع گردد
+ نويسنده: سيد مهدي شجاعي سال چاپ:1390 تعدادصفحه: 267 ناشر:نيستان
* از جمله معدود كتابايي هست كه چندين دفعه خوندمش اما فكر ميكنم هزار بارديگم بخونم بازم خوندش برام جالبه
اوهوم...واقعا كتاب عالي هستش
بعدی همه 11 نظر قبلی
سلام شاپرک جان مرسي:)
*خواهش ميكنم افروز بانو گرامي:)

❀نياز

+ نعره زد عشق ، كه خونين جگري پيدا شد ...... حسن لرزيد ، كه صاحب نظري پيدا شد ... و بدين سان هر بار برقي از منزل ليلي حسن آن كنز مخفي مي درخشد و خرمن وجود شوريده اي ديگر را در آتش سوزان خود به آتش مي كشاند و سالكي ديگر قدم به ميدان شوق مي نهد تا بر دنيا و آخرت و هرچه در آن هاست تكبيري مردانه زند و زلال عشق را جرعه جرعه بنوشد انصاري همداني عاشقي است نــاب ! و اينك *"سوخته"* ..
❀نياز
انتشارات شمس الشموس
+ :D
تولد کيه؟اتاق آيا؟!
تولد منه آيا:D مررررسي جناب خان:)
ميبينيد مدير اتاق که من باشم از بدو کودکي کتابخواني بس بزرگ بودم:D واي خدا شيشه شيرشو:d
تولد مدير بود : )
+ من ورود خانم افروز رو به اتاق تبريک مي گم دي:
مديرجان همه رو لايک کردي بجز اين : (
واح نديدمش خب:D حيف بازنشر نداره اينجا:D
همه 6 نظر
اگه اين صغري هست خدا به داد کبري برسه : )
ما اينيم ديگه:)
+ *آلبوم عکس کفترهام را بر مي دارم. درست صفحه ي اول است. من هستم و او که روي شانه ام نشسته. گلي از من و شب پَر انداخت، زماني که ستازه هنوز به آسمان کوچه ي ما نيامده بود. پشت سر من و شب پَر در افق، دسته يي کبوتر پرواز مي کنند. عکس را بر مي گردانم و پشتش را مي خوانم: « من و شب پَر، کبوتري که به خاطر من هيچ وقت با هيچ ماده يي نرفت.»*
*از آن روزها سال هاست که مي گذرد. خيلي وقت است که ديگر روي پشت بام نرفته ام. ستاره چند ماه بعد، قبل از آن که معني بعضي چيزها را بفهمد، در آسمان دلم شهابي شد و گذشت. نفهميدم در کدامين کوچه ي اين شهر بي در و پيکر فرود آمد و ستاره ي آسمان ِ دل ِ چه کسي شد.*
*اما هر وقت به او فکر مي کنم، پيچيده در پتوي من، در حالي که ساندويچش را گاز مي زند جلوي چشم هام مي آيد و صداش در گوشم زنگ مي زند:« چه قدر خوش مزه اس، گوشت ِ چيه؟»*
بعدی همه 15 نظر قبلی
سلام.خواهش ميکنم..
سلام تشکرات غزل بانو
+ *از همه ي دوستان بابت بذل توجهشون به اين اتاق و معرفي کتاب هاي ارزشمندي که خوندن از صميم قلب ممنونم...:)*
به افتخارش يه صلوات کفتري دييييييييييي
صلوات کفتري چه مدليشه؟
همه 5 نظر
غزل جون حالا شما يه صلوات بفرست عزيزم :D
اينو نامردا تو راهيان نور به ما ياد دادند : )

❀نياز

+ گـر من به شـوق ديدنت از خويش مي روم ... از خويش مي روم که تــو با خود بياري ام… بود ونبود من همه از دست رفته است ... باري مگر تـــــــو دست برآري به ياري ام ... *ســرود ِ ســرخ ِ انـــار * انتشارات مسجد مقدس جمکران / الهه بهشتي
❀نياز
به علت اينکه خاله م کتابامو برده تصوير اين هم بعدا درج خواهد شد @};-
چه خوبه اقوام کتاب خواني داريد
همه 6 نظر
❀نياز
داستانش تو بحارالانوار هست قاصدك شايد شنيده باشي اما حجمش كمه بخونش قيمتشم كمه ! در گوشي عرض ميكنم قاصدك وقتي يكي كتابمو مخاد انگار جونمو مخاد انقد سخته دادنش :‌) همش سفارش ميكنم خراب نشه تا نخوره پاره نشه:‌)
مرسي نياز جان

❀نياز

+ جنگ تمام شد و مرد به شهر برگشت. با تني خسته و زخم‌هايي در آن، كه آرام آرام خود را نشان ميداد. زخم‌هايي كه مي‌خواست سال‌هاي سخت ماندن را كوتاه کند ... (1) وقتي درد ها يکي دوتا نباشد و همه بي درمان ، وقتي جسم ديگر توان اين همه درد را نداشته باشد ، روح بلند و صــبــر ايـــوب مي طلبد که هنوز زندگي کني و به دردهايت لبخند بزني ...(3)
❀نياز
"اينکـــ شـوکــران 1" منوچهر مـدق به روايت همسر شهيد
❀نياز
"اينکـــ شــوکـــران2"مصطفي طالبي به روايت همسر شهيد
بعدی همه 16 نظر قبلی
کتاب خوني هميشه مظلومه .. يک نفر هم بخونه کافيه .. باتونو اين بذارين قانع مي شيد : )
سري کتابهاي اينک شوکران واقعا قشنگه ومن به همه دوستام پيشنهادکردم حتما بخونن .

❀نياز

+ اے نعمت و بهشت من !!! از عمر همان بود که در ياد تـــو بودم .. ........... اگــر شبي ، سحري در جاي خلوتي دلـــ ـت ســوخت ، از گناهانت اشکــ ـت ريخت،خيلي کار ميکند ! چون واقعا ميشود گفت قريب به اخلاص است ... ................ *بــآران ِ فـ ـيــ ــض ...*
❀نياز
فرمايشات اولياي الهي: آيت الله سيد حسن الهي طباطبايي(ره) -- شهيد آيت الله سيدعبدالحسين دستغيب(ره) -- آيت الله شيخ محمدتقي آملي(ره) -- قيمت2500/گردآورنده حبيب کاظمي/انتشارات آستان قدس رضوي
چي شد پس ؟؟ الووو
همه 8 نظر
❀نياز
@};- @};-
+ مرتبط با هفته ي دفاع ِ مقدس...
آنا هنوز مي خندد/هفت روز آخر/خاک هاي نرم کوشک/نورالدين پسر ايران/خاطرات يک سرباز/حافظ هفت/دا/نوني صفر/شطرنج با ماشين قيامت/بابا نظر/رقص دلفين ها/نقشبندان/فرمانده من/نه آبي ، نه خاکي/شليک يک گلوله/جاي امن گلوله ها/سلام بر ابراهيم/حرمان هور/ من سرباز هخامنشي بودم/ارميا /سه دختر گل فروش...
شما هم اضافه کنيد :)
بعدی همه 14 نظر قبلی
❀نياز
@};-
سلام غزل جون تشکرات:)
+ *بي وتن* /رمان / رضا امير خاني / قيمت روي جلد 95000 ريال/ چاپ دهم 1390 / تاريخ نشر 1387/
البته بعضي از ماهيگيرها اشتباه مي کنند و روي شکم ماهي سنگ مي گذارند تا بالا و پايين نپرد. علم مي گويد ماهي به خاطر دور شدن از آب به دلايل طبيعي ميميرد. اما هر کس يک بار بالا و پايين پريدن ماهي را ديده باشد تصديق مي کند که ماهي از بي آبي به دليل طبيعي نمي ميرد. ماهي به خاطر آب خودش را مي کشد! خشم، عجز، تنهايي، خفه قان… اينها لغاتي علمي نيستند.(منتخب از متن کتاب)
ايمان
سلام:)
سلام :) خوش اومدين :)

❀نياز

+ *... و آن که ديــرتر آمــد .* نويسنده : الهه بهشتي / انتشارات مسجد مقدس جمکران/قيمت 1000 دست به دامان ائمه شدم که اگر ازين بيماري نجات پيدا کنم،در چهارده ماه و هر ماه يک حکايت در وصف ائمه بنويسم . سيزده حکايت نوشتم اما چهاردهمين حکايت را ... حکايت چهاردهم ميشود " آنکه زودتر رفت و آنکه دير تر آمد" قصه ي دو پسر از اهل تسنن که در بيابان گم ميشوند و دست به دامن رسول خدا(ص) و ..
❀نياز
*و چشم شان به جمال آنکه دنيا منتظر اوست روشن ميشود و به عشق او "احمد" سر به بيابان ميگذارد و محمود ..*
❀نياز
@};- بهترين کتابي بوده که خوندم
همه 7 نظر
تشکر نياز عزيز
❀نياز
@};-
mp3 player شوکر
گروه پارسي بوک.parsi book
vertical_align_top