سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا








...اکسیژن مسموم

نیامدیم که بمانیم 

...

گاهی باید به دنیا همین را گفت ...

دنیای لعنتی!

آدم های لعنتی...

همان آدم هایی که شبیه شان شده ام!

آدم های بی اساس ... حرف های بی ریشه ... زندگی کلیشه ای ...

نیامدم که بمانم و ماندگار شدم ..

عجب بوی رخوتی ...

قسم به شب وقتی که فرو می ریزد ...

قسم به ثانیه ها وقتی فرار می کنند ...

قسم به من وقتی ... رنگ می گیرم ...

رنگ این آدم های لعنتی!

روزها به دنبال هم ...

زمان در تلاطم یک فستیوال سرعت ...

راستش ... هیچ نمی فهمیم ! از این همه دلتنگی که روی دلمان آوار شده!

شاید سال ها بعد ... در گذر زمان از کوچه پس کوچه های قدیم...

از کنار یک آینه ی زنگار گرفته... 

شاید سال ها بعد ...

خودمان را ببینیم که چقدر شبیه حرف هایمان نیستیم! 


---------------------

پ.ن : شاید باورش سخت باشه اما نوشتن بعد از این همه دوری واقعا برام سخت بود...

پ.ن : 

 


نوشته شده در یکشنبه 96/8/7ساعت 3:23 عصر به خط افروزبانو ردپای شما ( ) | |

 

***

من مدام میگویم که دوستت دارم ...

و تو مدام کارمیکنی و کار میکنی...

وتو هر روز وقتی به خانه می آیی .. خسته ای!

و اما دست هایت ...

دست هایت ، صفحاتی نانوشته از عشقی است که هر روز...

سنگینی دوستت دارم هایی ناگفته ات ... زخمی ترش می کنند!

 

 ***


نوشته شده در پنج شنبه 95/2/9ساعت 1:55 عصر به خط افروزبانو ردپای شما ( ) | |

سلام ....

انتخاب ... همیشه سخته .... گاهی انتخاب یه لباس ... یه سبک زندگی ... یه شغل .... یا حتی طرز فکر و ...

بعضی از انتخاب ها سخت تره ... مثل انتخاب یه دوست ...

چون عواقب انتخابش به عهده ی فقط خودته! دوست یه فردِ متفاوت با تموم آدماست!

میفهمی چی میگم؟ ما همه انتخاب کنیم که با هم دوست باشیم ... که کنار هم باشیم ... که هم دیگه رو تنها نذاریم ...

قبل از اینکه انتخاب کنیم که یک نفر رو دوست داشته باشیم کاش یادمون باشه باید ورای هرچیزی دوستش داشته باشیم!

ورای موفقیت ها و شکست هاش .... ورای اتفاق های ناگواری که کام زندگی رو تلخ می کنه ... ورای ظاهر ... ورای دلخوری ها ....

ورای هرچیزی دوستش داشته باشیم، یعنی خالص خالص ...

یعنی حتی اگه دلت ازش گرفت .. وقتی به دیوونگی هاش فکر می کنی ، ناخودآگاه لبخند بزنی !

عشق داستان پیچیده ای نیست ....فقط باید ورای هرچیزی و هر اتفاقی دوستت رو دوست داشته باشی

و یادمون باشه ... در مقابل دوست داشته شدن هامون هم مسئولیم ... مسئولیم که دلی رو از دوست داشتنمون دلگیر نکنیم ...

عشق یه اتفاق غیر منتظره نیست ... من از فلسفه عشق در یک نگاه بیزارم!!

عشق  شبیه یک روز گرم تابستان، ساده و یکنواخت نفوذ می کنه و آروم آروم توی وجودت ریشه میزنه ...

یک لحظه نگاه می کنی که شبیه یک روز بارونی پاییز دلت دستای گرم کسی رو میخواد که هیچوقت به بودن یا نبودنش به طور جدی فکر نکرده بودی!

فقط لطفاً زمانی که فهمیدی دوستش داری .... یادت باشه .... " ورای هرچیزی دوستش داشته باشه! بدون قیدو شرط!" 



باران عشق

افروز نوشت : دارم عقد می کنم ... برای خوشبختی منو دوست همیشگیم دعا کنید ... ممنوم

 

 




 


نوشته شده در پنج شنبه 95/1/19ساعت 1:26 عصر به خط افروزبانو ردپای شما ( ) | |

<      1   2   3   4   5   >>   >
قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت